از ابر هم بالاتر

februari 12, 2007

.سال ها پیش اشک هایش پر از چشم شد.
چشم هایش به زمین افتاد
سال ها بعد از زمین درختهایی روید که میوه یشان چشم بود
کار این درختها این بود که اطراف را خوب بنگرند تا من گول نخورم.
اما من گول خوردم چون این بار خود چشمها گول خورده بودند
به راحتی : به جای این که درخت ها میوه ی چشم بدهند چشم ها میوه ی درخت دادند و وقتی من اطراف را نگاه کردم خیال کردم زمین پر از درخت است .غافل از این که هنوز انفجاری رخ نداده بود که جهانی به وجود آید و زمینی که در آن درختی باشد و نه حجمی که در آن تو به باد ایمان داشته باشی من به چشم هایت.

4 Comments:

At 12:51 p.m., Anonymous Anoniem said...

una promessa, un'operazione, come uomo, deve fatto

باد می آمد, سبز بود ,بیدار بود, می دید, می بویید ,رنگ بود ,سراپا ترس بود ,درد بود , ساز می زد ,داد می زد ,خوشحال بود ,او سار بود ,سرشار بود ,ابر آمد , رعد آمد , برق زد, باد رفت, احساس رفت ,او رفت ,بالا رفت , بالاتر رفت ,از ابر هم بالاتر.

 
At 9:43 a.m., Anonymous Anoniem said...

up kon dige...

 
At 10:12 a.m., Anonymous Anoniem said...

Ja, Up it PLZ

 
At 2:45 a.m., Anonymous Anoniem said...

up kon dige, delemon tang shode, ah

 

Een reactie posten

<< Home