آکاردین

امشب همش به یاد اون نویسنده ی خنگی هستم که مغز نداشت ولی تونست یه کتا ب کلفت بنویسه. اون حتی تمام برگه های کتابش رو خودش نقاشی کرد . و اسمش رو گذاشت " کتاب من " , تو شهر همه می گفتن کتابش رو با آب نوشته و به خاطر همین جلدش نارنجی به نظر می رسه. کسی نظر خود نویسنده رو نپرسید . اما مطمئنم که با رسیدن مرد آکاردین زن به کوچشون که با صدای مبهمش داد می زنه و کتاب نویسنده ی خنگ رو بلند بلند می خونه نظرشون عوض خواهد شد .

0 Comments:
Een reactie posten
<< Home