چهار دیوار خانه اش را کاغذ چسباند و خودش را روی دیوارها نوشت .
سال ها خودش را خواند.
دیوار را پاک کرد .
کسی او را نخواند .
خود را از بر شده بود .
کاغذ ها را کند .
او تمام شده بود .
سال ها خودش را خواند.
دیوار را پاک کرد .
کسی او را نخواند .
خود را از بر شده بود .
کاغذ ها را کند .
او تمام شده بود .

1 Comments:
کسی او را نخواند، او تمام شده بود
Een reactie posten
<< Home