از ابر هم بالاتر

mei 01, 2007




رود خانه هر روز جهتش را عوض می کرد تا از سرزمین های زیادی عبور کند . با این عمل درخت ها سبزتر می شدند و کویر زندگی می گرفت .اما ماهی های ساکن رودخانه توان رسیدن به دریا را از دست داده بودند و هر روز تعداد بیشتری از آنها جان می سپرد درخت ها زنده می شدند و ماهی ها می مردند
ابر ها به زمین نزدیک شدند و زمین جزئی از آسمان شد بازی ابر و خاک .. ..

3 Comments:

At 2:46 p.m., Anonymous Anoniem said...

یه زورق شکسته که تمام عمرشو با رودخونه پیجیده بود، گوشه ی رودخونه دنبال فردا می گشت، اما یهوابرها احاطش کردن، احساس کرد تو آسمونه، فکر کرد یه بازیه -بازی ابر و خاک- اما برای همیشه میون ابرها گم شد...ا

 
At 9:16 a.m., Blogger پاسپارتو said...

واقعا قشنگ می نویسید.

 
At 3:50 a.m., Anonymous Anoniem said...

jedan fekr nemikardam az in zoghaie honari ham dashte bashi
man aslan navafahmam
tanafose man!
edame bede age tu computer chizi nashi tu neveshtan talent dari

 

Een reactie posten

<< Home